ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ گلهای من ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
این روزها هوا خیلی خوبه.
هر روز من می رم یک جا، ماسوله، دماوند، کوه ...
ای ای ای... خواهر. توی غربت همه چیز تو رو یاد وطن میندازه
هر روز صبح می رم یک سری به گلهام می زنم. دیگه حسابی بزرگ شدن و غنچه دادن. چیزی نمونده گلهاشون باز بشه. البته یک خورده زیاد بزرگ شدن می ترسم قوت شمع دونی هام رو بگیرن. پارسال یک شمع دونی خریدم، یک شاخش همون اول شکست گذاشتمش توی آب و بعد کاشتمش. همون گلدون دوم شکل زیر از سمت راست. قربونش برم پارسال خیلی ضعیف بود ولی امسال یکهو از همه جاش برگ زد بیرون. غنچش رو هم می بینید؟ باز که شد عکساش رو می زارم اینجا. مثل بچه هام هستند دیگه. همه عکس بچه هاشون رو میزارن منم عکس گلهام رو. یک بار شمعدونیم آفت زده شده بود این قدر ناراحت بودم، گفتم بمیرم برای مادرهایی که بچه هاشون مشکل پیدا می کنند. همش یاد اونها بودم.

از تخم گلی هم گرفته بودم گلدون اول و سوم رو درست کردم. البته سومیه همین طور کوچیک مونده. یکی دیگه هم توی یک گلدون خوشگل به نیت دوستم درست کردم که همین طور کوچولو مونده.
از اون گل شمعدونیه سه تا شاخه دیگه قلمه زدم. امسال دو تاشون به نظر خشک شده بودن. کندم انداختمشون دور
، بعد دیدم که نه زود بوده. دوتای دیگه حتی شاخه های خشکشون هم سبز شد و چقدرم سرحال. البته اگر این گلهای جدید بزارن اونا آفتاب بگیرن:

پی نوشت۱: من هر بار عکس می زارم باید دستی به سایز دلخواه درش بیارم. کسی راه دیگه ای بلده؟
پی نوشت ۲: مونا جان قالبه رو عوض کردم چون عنوان نوشته ها رو خیلی خوب نشون نمیداد. من دوست دارم عنوان کاملا مشخص تر از متن باشه. ولی کلا قالبش رو دوست داشتم.


















