تبليغاتX
دست نوشته

دست نوشته

دوره لیسانس در فرانسه سه سال است،

دوره فوق لیسانس شامل دو سال با مدارک جداگانه است،

به این صورت که بعد از یک سال شما باز می توانید برای سال دوم فوق لیسانس میان رشته های موجود انتخاب کنید

برای مثال رشته فیزیک بنیادی برای سال اول فوق لیسانس سه انتخاب

فیزیک کاربردی

اخترشناسی و

فیزیک بنیادی

ممکن است و برای سال دوم باز شاخه هایی وجود دارد که می توان از میان آنها انتخاب کرد.

به این ترتیب شما رشته تحصیلی خود را در هر مرحله تخصصی تر و دقیق تر می کنید.

در تمام این مدت دانشجو به تدریج برای کار علمی آماده می شود.

سال اول فوق لیسانس شامل یک دوره دو ماهه کار آموزی است که در نهایت با یک گزارش کار و یک ارائه ۱۰ دقیقه ای به پایان می رسد.

سال دوم شامل یک دوره ۴ ماهه کارآموزی است که معمولا موضوعی است که در دوره دکترا هم توسط دانشجو دنبال می شود.

این کارآموزی ها کار بر روی موضوعات تکراری نیستند و واقعا تحقیق و کار علمی به شمار می روند هر چند که گاه خیلی کوچک و محدود هستند.

هر ساله دانشجویان دکترا و اساتید موضوعاتی را بر حسب نیاز خود به عنوان کارآموزی تعریف می کنند و به دانشکده ارائه می کنند و دانشجویان از میان آنها کارآموزی مورد نظر خود را انتخاب می کنند. گاه هم خود دانشجو با استاد برای انجام تحقیق خاصی به توافق می رسد.

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/07/29ساعت 11:50 قبل از ظهر  توسط مریم  | 

هر چه بیشتر با جو علمی اینجا آشنا می شوم علت پیشرفت علمی این جامعه برایم روشن تر می شود.

این طور نیست که اینجا پر از آدم های باهوش باشد که به چشم به هم زدنی مسائل را حل می کنند، یا بدون نیاز به آموزش دقیق می توانند از عهده حل مسائل برآیند. این طور نیست که مسآله ها را سریع حل می کنند و از آزمایشهایشان سریع جواب می گیرند. یا از یک آزمایش در مدت کوتاه هزار و یک نتیجه جدید بدست می آورند.

شاید برای خیلی ها - مثل خود من- پیشرفت علمی معنای مبهمی دارد، و وقتی صحبت از کشورهای جلودار از نظر علمی می شود، فکر کنند که چه ساز و کارهای پیچیده ای در کار است.

اما بر خلاف تصور مسآله خیلی خیلی ساده است. این ها به پیشرفت علمی و جایگاه علمی خیلی ساده تر از ما نگاه می کنند. علت عقب ماندگی و خمودی علمی ما به نظر من پیش از هر چیز نگاه پیچیده ما به مسائل است. نگاهی که زندگی را سخت می کند.

اگر برای شما بگویم که این فرهنگ علمی شامل چگونه رفتارهایی می شود موضوع روشن تر می شود. چند تایی از خصوصیاتی بارزی که توجه مرا جلب کرده اند و در میان اکثر دانشجویان و استادها دیده می شوند از این قرار هستند:

· یادگیری مرحله به مرحله و وقت گذاشتن کافی برای هر موضوعی که قرار است آموزش داده شود. موضوعات پیش پا افتاده ای که ارزش توضیح نداشته باشند بسیار کم هستند.

· شرح کامل و روشن تکالیف، برای مثال اگر کار با کامپیوتر باشد پیش از کار استاد حتی توضیح می دهد که شما باید این دستورات را تایپ کنید و در نهایت این شکل را ببینید.

· در آزمایشگاه کارهایی که باید انجام شود کاملا روشن است و معمولا کسانی هم هستند که توضیح بدهند که باید چه کاری انجام دهیم.

· آن چیزی که مهم است تحلیل نتایج است، که حتی در این قسمت هم اگر از استاد سوال کنید کمک زیادی می کند ولی به طور عمومی و برای همه توضیح نمی دهد.

· عجله نداشتن در حل مسائل، در گرفتن نتایج و به طور خلاصه پیشرفت کردن

· اگر استاد پروژه ای برای شما تعریف کند آن قدر موضوع را کوچک و در نتیجه روشن می کند که کاملا برای استاد مشخص است که شما چه خط سیری را باید طی کنید و نهایتا به چه سوالی باید پاسخ بدهید. به همین خاطر به طرز بسیار خوبی شما را راهنمایی می کند.

· اساتید اغلب اوقات در دسترس هستند، چه از طریق ایمیل و چه محل کار.

به طور خلاصه اینجا به آرامی و همگی با هم قصد پیشرفت دارند و پیشرفت علمی را برای پز دادن و فخر فروشی نمی خواهند.

البته بدون شک همه ای طور نیستند اما فرهنگ عمومی و رفتار اکثریت این طور است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/07/18ساعت 1:20 بعد از ظهر  توسط مریم  |