اگر گاندی وقتی انگلیس بود با وجود اینکه خیلی مسخرش می کردند شروع می کرد به گوشت خوردن (در دینش گوشت خوردن به کلی حرام بود)، اگر لباس محلی خودش رو نمی پوشید چی می شد؟ اگر وقتی که ملکه انگلیس نمی خواست توی قصر راهش بده چون می گفت ما آدمهای برهنه رو راه نمی دیم گاندی بر می گشت و لباس می پوشید چی می شد؟ مهاتما (روح بزرگ) نمی شد؟ الان مجسمش رو با بدن نیمه برهنه توی انگلستان نمی گذاشتن؟
اسپینوزا یک عینک ساز بود. فقط یک چند تا سوال ساده پرسیده بود. می خواست بدونه که چه چیزی انسان رو خوشبخت می کنه. هم کیشای یهودیش اونو کافر دونستند و از تمام حقوق اجتماعی محرومش کردند. ولی اون دست برنداشت. واقعا لازم بود این همه سختی بکشه؟ خیلی شجاع بود به نظرم.
وقتی که جامعه نمی خواد تو رو اون طوری که هستی قبول کنه باید خودت رو تغییر بدی یا باید به هر قیمتی شده سعی کنی خودت بمونی؟ در حالت اول غرورت رو می زاری کنار و در حالت دوم اعصابت رو تقدیم می کنی. اگر بخوای خودت باشی هر جا بری مشکل داری. حتی توی کشور خودت.
جواب این سوال ها رو نمی دونم. اگر می دونستم خیلی راحت تر راجع به روش زندگیم تصمیم می گرفتم. قلبم می گه خودت باش. اما از طرفی هم می بینم این قدر چیزهای اشتباه توی مغر ما کردن که هنوز دقیقا نمی دونم کدوم کارهایی که انجام می دم دقیقا خودم هستند و کدوم ناشی از شستشوی مغزی ای که جامعم بهم هدیه داده.