مشکل تزم به نظر می رسه که حل شده. یعنی من شدم شهید صحرای کربلا از بس که هی از این دفتر به اون دفتر و از این جا به اونجا رفتم. کارهای اداری فرانسه واقعا وحشتناکه. بدتر از ایران نباشه بهتر نیست.
الانم دو تا کاغذ گذاشتم توی دفتر رئیس دانشگاه امضاء کنه. سه روزه که هنوز انجام نشده. یک روز رئیس نیست. یک روز خانم منشی می گه من نیستم. جریان قیر و قیفه. این فرانسویا خیلی خوب کار می کنند اما مثل شلمان توی بامزی که سر ساعت یکهو خوابش می بردا، اینام اگر ساعت دوازده شد، ساعت ۶ یعنی پایان وقت اداری شد یا موقع مرخصی و وکانس شد آب دستشون باشه می زارن زمین برن به ناهار و استراحت وخوشیشون برسن. هر روز منشیه بهم میگه فردا. یک کم شک کردم به منشیه. نکنه می خواد انجامش نده. بعضیاشون از این سنگ اندازای ها می کنند با خارجی ها.
بعدا نوشت: گفتم حالا که غیبت منشیه رو کردم بیام بگم که امروز رفتم و با خودش و دو نفر دیگه صحبت کردم و فهمیدم که کلا این طور امضاها بین یک هفته تا ده روز طول می کشه. منشیه بی تقصیره بنده خدا.
