یک جورایی بدم آمده از اون منطقه...
یک جورایی نا امیدم از خودمون ...
شدم مثل کسی که عاشق یک آدم بد و نابکاره
می بینه این عشق این وابستگی همش دردسره اما باز کاریش نمیتونه بکنه
چون عاشقه چون تمام وجودش اونو میخواد